فلورسنت
تکنوشتههایی براساس هذیانهای یک ذهن نسبتا آشفته
همون وقتا
یه وقتایی هست آدم هی با خودش میخونه
"گفتم ملامت آید گر گِرد ِ دوست گردم ... والله ما رأینا حبّا بِلا ملامة"
یه وقتایی هست
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 11:31 توسط محمدرضا |
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
دی ۱۳۹۶
دی ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
BLOGFA.COM